فلسفه پیدایش تخته نرد یا («وین اردشیر»)
آیا می دانید تخته نرد چگونه و توسط چه کسی ابداع شد و چه فلسفه زیبا وعبرت آموزی در پس آن نهان است؟ تخته نرد توسط بزرگمهر ابداع شد و اما داستان پیدایش آن:
زمان پادشاهی انوشیروان خسرو پسر قباد، پادشاه هند «دیورسام بزرگ» برای سنجش خرد و دانایی ایرانیان و اثبات برتری خود شطرنجی را که مهره های آن از زمرد و یاقوت سرخ بود، به همراه هدایایی نفیس به دربار ایران فرستاد و«تخت ریتوس» دانا را نیز گماردهء انجام این کار ساخت. او در نامهای به پادشاه ایران نوشت: از آنجا که شما شاهنشاه ما هستید ،دانایان شما نیز باید از دانایان ما برتر باشند. پس یا روش و شیوهء آنچه را که به نزد شما فرستادهایم (شطرنج) بازگویید و یا پس از این ساو و باج برای ما بفرستید» .شاه ایران پس از خواندن نامه چهل روز زمان خواست و هیچ یک از دانایان در این چند روز چاره و روش آن را نیافت، تا اینکه روز چهلم بزرگمهر که جوانترین وزیر انوشیروان بود به پا خاست و گفت: «این شطرنج را چون میدان جنگ ساختهاند که دو طرف با مهره های خود با هم میجنگند و هر کدام خرد و دوراندیشی بیشتری داشته باشد، پیروز میشود. و رازهای کامل بازی شطرنج و روش چیدن مهره ها را گفت. شاهنشاه سه بار بر او درود فرستاد و دوازده هزار سکه به او پاداش داد. پس از آن «تخت ریتوس» با بزرگمهر به بازی پرداخت. بزرگمهر سه بار بر تخت ریتوس پیروز شد. روز بعد بزرگمهر به دستور انوشیروان تخت ریتوس را به نزد خود خواند و وسیله بازی دیگری را نشان داد و گفت: اگر شما این را پاسخ دادید ما باجگزار شما می شویم و اگر نتوانستید باید باجگزار ما باشید. دیورسام چهل روز زمان خواست، اما هیچ یک از دانایان آن سرزمین نتوانستند «وین اردشیر» را چاره گشایی کنند و به این ترتیب شاه هندوستان پذیرفت که باجگزار ایران باشد.
30 مهره : نشان گر 30 شبانه روز یک ماه
24 خانه : نشان گر 24 ساعت شبانه روز
4 قسمت زمین : 4 فصل سال
5 دست بازی : 5 وقت یک شبانه روز
2 رنگ سیاه و سپید : شب و روز
هر طرف زمین 12 خانه دارد : 12 ماه سال
تخته نرد : کره زمین
زمین بازی : آسمان
تاس : ستاره بخت و اقبال
گردش تاس ها : گردش ایام
مهره ها: انسان ها
گردش مهره در زمین: حرکت انسان ها (زندگی (
برداشتن مهره در پایان هر بازی : مرگ انسان ها
اعداد تاس:
1 یکتایی و خداپرستی
2 آسمان و زمین
3 پندار نیک ؛ گفتار نیک ، کردار نیک
4 شمال ، جنوب، شرق، غرب
5 خورشید ؛ ماه ، ستاره ، آتش ، رعد
6 شش روز یا مرحله آفرینش
|
عکسهای فیلم فصل کرگدن ها آخرین ساخته بهمن قبادی با حضور آرش و مانیکا بلوچی
![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() |
آیا میدانستید : شادمهرعقیلی یکی از نوازندگان رسمی واحد موسیقی سازمان صدا و سیما بود
آیا میدانستید : محمدعلی کشاورز بازیگر توانای سینمای ایران به تنهایی زندگی می کند
آیا میدانستید : فرزند ارشد داود رشیدی به نام فرهاد مدرک علمی پروفسوری دارد
آیا میدانستید : ورود الناز شاکردوست به دنیای بازیگری کاملا اتفاقی بوده و جایگزین هم دانشکده ای خود شده است.
آیا میدانستید : علی لهراسبی زمانی مربی سرود در کانون پرورش فکری کودکان بود
آیا میدانستید : ملیکا زارعی ( خاله شادونه ) مجری برنامه های کودک خواهر مریلا زارعی بازیگر سرشناس سینماست
آیا میدانستید : شهاب حسینی علاقه ی شدیدی به گویندگی رادیو دارد و یکی از آرزوهای او راه اندازی یک رادیوی خصوصی در منطقه لواسان است
آیا میدانستید : پدر رضا کیانیان عاشق بازیگری بود . اما وقتی آقا رضا برای حضور پدرش در یک فیلم خوب پادرمیانی کرد درست یک هفته مانده به شروع کار پدر ایشان دار فانی را وداع گفت
آیا میدانستید : مهران مدیری یک بیلیارد باز قهار است و تقریبا هیچ کسی حریف او در اسنوکر نمی شود . درست برعکس چیزی که در مرد هزار چهره دیده اید
آیا میدانستید : فاطمه معتمد آریا و حمید جبلی از عروسک گردان های مجموعه ی ماندگار مدرسه موشها بودند
آیا میدانستید : در صحنه تعقیب و گریز خانم افشار و محمد رضا گلزار در فیلم آتش بس زمین خوردن آقای سوپراستار کاملا اتفاقی و طبیعی بوده و دقیقا به همین دلیل مورد استفاده قرار گرفته است
آیا میدانستید : اتومبیل شهاب حسینی در فیلم سوپراستار (پرادوی سفید ) متعلق به خانم میلانی بوده و ایشان علاقه ی زیادی به این ماشین دارد
آیا میدانستید : احمد پور مخبر برای تست بازیگری پسرش سر کار عطاران رفته بود اما خودش قبول شد ! حالا پسرش مدیر برنامه های اوست
آیا میدانستید : حامد بهداد علاقه شدیدی به مارلون براندو دارد و در تمام پیامک های خصوصی خودش را براندو معرفی می کند
آیا میدانستید : تنها سوپراستار ایرانی که اهمیت چندانی به نوع اتومبیل خودش نمی دهد خانم هدیه تهرانی است و او زمانی یک پراید سفید داشت
آیا میدانستید : مرضیه برومند علاقه زیادی به بازیگری دارد و در چند ساخته ی خوش نقش کوتاهی بازی کرده است
آیا میدانستید : دیالوگ ماندگار – همه ی عمر دیر رسیدیم – در فیلم سوته دلان پیشنهاد جمشید مشایخی به مرحوم علی حاتمی بوده است
آیا میدانستید : تمام صحنه های اکشن سریال معروف خواب و بیدار را رویا نونهالی خودش بازی کرده و هیچ بدل کاری در کار نبوده است
آیا میدانستید : سعید پیردوست و مسعود کیمیایی و فرامرز قریبیان در دوران مدرسه پشت یک نیمکت می نشستند و هنوز هم رفقای درجه یک هم هستند
آیا میدانستید : تهمینه میلانی و سیروس مقدم هردو دستیاران ویژه مسعود کیمیایی در دهه ی شصت بودند
آیا میدانستید : شهاب حسینی به همراه نادر سلیمانی و سعید آقاخانی و … یک گروه تئاتر طنز داشتند که بارها در شهرستانها برنامه اجرا کرده بودند
آیا میدانستید : مهران مدیری در سالهای دور به اتفاق دوستانش در جبهه جنگ برای تقویت روحیه رزمنده گان نمایش طنز اجرا می کرد
آیا میدانستید : کویتی پور پس از انتشار موفق اولین آلبوم غریبانه تبدیل به جدی ترین دشمن مجید رضازاده سازنده ی همان آلبوم شد
آیا میدانستید : بهنوش بختیاری زمانی که منشی صحنه فیلم مهرجویی بود هرگز تصور نمی کرد که روزی بازیگر شاخص طنز خواهد شد
آیا میدانستید : مهران مدیری کار سخت گرداندن عروسک ربات در فیلم دیگه جه خبر را بر عهده داشت
آیا میدانستید : مرحوم ناصر عبداللهی اولین بار توسط اقبال واحدی کشف و در برنامه سفرنامه صبا به مردم معرفی شد.
ناصر حجازی متولد ۲۸ آذر ۱۳۲۸ در تهران، مربی و بازیکن بازنشسته فوتبال است. او دروازه بان اول تیم ملی فوتبال ایران در دهه ۱۳۵۰ بود و ۲ قهرمانی در جام ملتهای آسیا، ۱ قهرمانی در بازیهای آسیایی و شرکت در المپیک و جام جهانی فوتبال را در کارنامه خود دارد. او همچنین به همراه تیم تاج قهرمانی در جام تخت جمشید و جام باشگاههای آسیا را تجربه کردهاست. فدراسیون بینالمللی تاریخ و آمار فوتبال حجازی را دومین دروازهبان برتر قرن بیستم قاره آسیا پس از محمد الدعایه عربستانی معرفی کرد. رشته ورزشی اصلی ناصر حجازی بسکتبال بود و در 16 سالگی در تیم منتخب دبیرستان ابومسلم بازی میکرد و حتی برای تیم ملی جوانان بسکتبال ایران هم انتخاب شد. در آن زمان در زمینهای خاکی واقع در منطقه دامپزشکی فعلی، جامی به نام جام شهرزاد برگزار میکردند که حجازی نیز در تیمی به عنوان مهاجم بازی میکرد. حجازی روزی با دوستانش به تماشای مسابقات فوتبال منطقه 8 میرود و در آنجا تیم منتخب مدرسهاش بازی داشت .ناصر حِجازی (زادهٔ ۲۸ آذر ۱۳۲۸ در تهران- در گذشت ۲ خرداد ۱۳۹۰) [۱] مربی و بازیکن فوتبال بود. او دروازهبان اول تیم ملی فوتبال ایران در دهه ۱۳۵۰ بود و ۲ قهرمانی در جام ملتهای آسیا، ۱ قهرمانی در بازیهای آسیایی و شرکت در المپیک و جام جهانی فوتبال را در کارنامه دارد. او همچنین به همراه تیم تاج قهرمانی در جام تخت جمشید و جام باشگاههای آسیا را تجربه کردهاست.
فدراسیون بینالمللی تاریخ و آمار فوتبال حجازی را دومین دروازهبان برتر قرن بیستم قاره آسیا پس از محمد الدعایه عربستانی معرفی کردهاست.[۲]
حجازی در دوران مربیگری هم تیم استقلال تهران را به نایبقهرمانی جام باشگاههای آسیا و قهرمانی لیگ آزادگان و جام حذفی ایران رساند.
وی در روز دوم خرداد ۱۳۹۰ پس از تحمل مدتها رنج ناشی از بیماری سرطان درگذشت.
زندگی
ناصر حجازی با ۴ خواهر و یک برادر در خانوادهای ۸ نفری زندگی میکرد. پدرش متولد تبریز بود و آژانس املاک داشت. وی دوره دبستان را در دبستان هخامنش و دوره دبیرستان را در دبیرستانهای سعادت، سینا، سهند و شرق طی کرد. در سال ۱۳۵۰ وارد مدرسه عالی ترجمه شد و در سال ۱۳۵۶ لیسانس خود را دریافت کرد.
|
من فوتبال را فقط به صورت تفریحی دنبال میکردم و رشته اصلی من بسکتبال بود و حتی برای تیم جوانان بسکتبال ایران هم انتخاب شدم و ماجرا از اینجا شروع شد که روزی با دوستان به تماشای بازی آموزشگاهی که تیم مدرسه ما هم در آن شرکت داشت رفتیم. در همان روز دروازهبان تیم مدرسه ما آسیب دید مربی تیم مرا صدا زد و گفت ناصر بیا درون دروازه بایست من هم گفتم آقا اصلا من نمیتوانم من فقط گاهی فوتبال بازی میکنم اون هم هافبک تیم نه دروازهبانی!! مربی دست بردار نبود و میگفت تو قد بلند داری و بسکتبالیست هم بودی حتما میتوانی چند توپ هوایی رو بگیری. خلاصه با اصرار مربی و با ترس و لرز و دلهره رفتم درون دروازه. آن روز برای من یک روز بیاد ماندنی و خاطرهانگیز است. خودم هم باورم نمیشد که چرا با وجود آنکه برای اولین بار درون دروازه ایستاده بودم اینقدر خوب توپ میگرفتم. بازی که تمام شد همه تماشاگرانی که برای دیدن مسابقه آماده بودن تشویقم کردند.[۴] |
» |
ناصر حجازی در حال تماشای تمرین بازیکنان آکادمی فوتبال حجازی در ورزشگاه کشوری
دوران بازیگری
باشگاهی
تیم فوتبال نادر در دسته دوم باشگاههای تهران اولین باشگاه حجازی بود و از همان تیم به تیم ملی جوانان و تیم ملی بزرگسالان رسید. در سال ۱۳۴۸ به تاج پیوست و در همان سال اول، قهرمانی جام باشگاههای آسیا و جام تخت جمشید را با این تیم به دستآورد. وی تا پایان دوران بازیگری خود بهجز یک سال و نیم در بین سالهای ۱۳۵۶ و ۱۳۵۸ که برای تیم شهباز بازی کرد و مدت کوتاهی پس از جام جهانی ۱۹۷۸ که با تیم منچستر یونایتد تمرین می کرد و ۵ بازی برای تیم ذخیرههای یونایتد انجام داد، در بقیه این مدت توپچی تاج و استقلال تهران بود و با این تیم چندین دوره قهرمانی در لیگ کشور، جام باشگاههای تهران، جام حذفی ایران و جام باشگاههای آسیا را جشن گرفت.[۴]
حجازی در پایان دوران بازیگری خود به بنگلادش رفته و پس از مدت کوتاهی دروازهبانی در تیم محمدان، سرمربی این تیم شد و در سال ۱۳۶۹ بازی خداحافظی خود را در همین تیم انجام داد.
ملی
حجازی اولین بازی ملی خود را در ۲۲ شهریور ۱۳۴۸ در آنکارا در مقابل تیم ملی پاکستان انجام داد که با نتیجه ۴ بر ۲ به نفع ایران پایان یافت. آخرین بازی او هم در سال ۱۳۵۹ و در بازی ایران- کویت انجام گرفت و بعد از آن به دلیل قانون عجیبی معروف به «قانون ۲۹ سالهها» که حضور دروازهبانان بالای ۲۹ سال در تیم ملی را ممنوع میکرد از تیم ملی کنار گذاشته شد.[۴]
ناصر حجازی در دهه ۱۳۵۰ دروازهبان اصلی تیم ملی ایران بود و با این تیم دو بار قهرمان جام ملتهای آسیا (۱۹۷۲ و ۱۹۷۶) و یک بار قهرمان بازیهای آسیایی ۱۹۷۴ تهران شد و در جام جهانی ۱۹۷۸ آرژانتین و المپیک ۱۹۷۲ مونیخ هم شرکت کرد و سهمیه حضور در المپیک ۱۹۷۶ مونترآل و مقام سومی جام ملتهای آسیا ۱۹۸۰ را هم بهدست آورد.[۵]
دوران مربیگری
اولین تجربه مربیگری حجازی در محمدان بنگلادش بود، نقطه اوج این باشگاه در سال ۱۳۶۷ با پیروزی بر پرسپولیس و صعود به یکچهارمنهایی جام باشگاهای آسیا رقم خورد. حجازی در مورد آن مسابقه میگوید: «رئیس باشگاه گفت میخواهم بیایم رختکن بگویم کمتر گل بخورید آبرویمان نرود! گفتم میخواهی بیایی روحیه بچهها را تضعیف کنی؟ لازم نکرده! خودم به رختکن رفتم و گفتم بچهها من پرسپولیس را میشناسم اصلا تیم نیست! خلاصه به داخل زمین رفتیم. در نیمه اول با گل کرمانی از ما جلو افتادند. در بین دو نیمه حسابی به بچه ها توپیدم. چشمتان روز بد نبیند با گل بیژن طاهری بازی را مساوی کردیم. بعد از آن گل خیلی فشار آوردیم چون برای صعود نیاز به برد داشتیم. بازی طوری شده بود که فنونیزاده کاپیتان پرسپولیس میگفت بچهها بزنید زیرش ۱-۱ هم میریم بالا! در دقیقه ۸۸ سانتری شد و مهاجم خارجی و سرعتی ما توپ را از زیر دستان سلطانی وارد دروازه کرد ۲-۱ بردیم! این برد در تاریخ محمدان بنگلادش بیسابقه بود. بعد از بازی جشنی گرفتند که باورنکردنی بود. تمام مردم شهر بیرون آمده بودند. در جشن شهردار و وزیر امور خارجه هم حضور داشتند.»[۶]
او در دوران سرمربیگری موفق شد استقلال را به مقام نایب قهرمانی باشگاههای آسیا و قهرمانی در لیگ و جام حذفی ایران برساند. در تیمهای سپاهان اصفهان، ذوب آهن اصفهان، استقلال رشت، ماشینسازی تبریز، استقلال اهواز، ابومسلم خراسان، نساجی قائمشهر نیز به مربیگری پرداخت که موفقیت چندانی نصیب وی نشد. او در سال ۱۳۸۷ پس از انتخاب مجدد علی فتحاللهزاده به سمت مدیرعاملی، مجدداً سرمربی باشگاه استقلال تهران گردید.
زندگی شخصی
ناصر حجازی و نوعروسش بر جلد مجلهٔ اطلاعات هفتگی
همسر حجازی بهناز شفیعی نام دارد[۷] و حجازی از او دارای دو فرزند به نامهای آتوسا و آتیلا است که هرد و فوتبالیست بودهاند. آتیلا چند سال در تیم استقلال تهران بازی میکرد و آتوسا هم اولین کاپیتان تیم ملی فوتسال زنان ایران بود. داماد او (همسر آتوسا) سعید رمضانی هم بازیکن حرفهای فوتبال است و فرزند آنها نیز امیرارسلان نام دارد.
فعالیت سیاسی
ریاست جمهوری ۱۳۸۴
حجازی برای شرکت در انتخابات ریاست جمهوری ایران در سال ۸۴ ثبت نام کرد و گفته بود که اگر تأیید صلاحیت شود ۳۰ میلیون رأی میآورد.[۸] و اعلام کرده بود که در صورت پیروزی در انتخابات احمد نیککار را به معاون اولی برمیگزیند ولی شورای نگهبان صلاحیت او را برای شرکت در انتخابات رد کرد. حجازی پس از رد صلاحیت در اطلاعیهای از نامزدی هاشمی رفسنجانی حمایت کرد. او پس از ثبت نام به روزنامه خبرورزشی گفت:
|
« |
چه ایرادی دارد ورزشیها هم کار سیاسی انجام بدهند؟ الان که در ورزش ما سیاستمداران فعالیت دارند حالا چه ایرادی دارد مثلاً حجازی کار سیاسی کند؟! من شرایط اولیه را که برای ثبت نام دارم. اگر صلاحیتمان را تایید کردند که شرکت میکنیم و فکر نمیکنم ایرادی داشته باشد.[۹] |
» |
موضعگیری در مورد هدفمندسازی یارانه ها
در ۳۱ فروردین سال ۱۳۹۰، ناصر حجازی در مصاحبه ای [۱۰] که با پرتال شخصی خود انجام داد ضمن اعتراض به وضعیت بد اقتصادی موجود در ایران، نسبت به سیاست های اقتصادی دولت از جمله هدفمندی یارانه ها، شدیدا اعتراض خود را اعلام کرد همچنین وی در بخشی از این مصاحبه در مورد پرداخت ماهیانه یارانه ها به مردم توسط دولت گفت:
|
« |
دولت می گوید چهل هزار تومان در ماه به مردم کمک میکنیم، مگر مردم گدا هستند ؟ مردم ایران روی گنج خوابیده اند، نفت، گاز و... دولت حق ندارد به مردم کمک کند، دولت باید کار کند، خدمت کند و زحمت و دسترنج مردم را دودستی تقدیم آنها نماید.چهل هزار تومان در ماه به مردم می دهند و بعد چند برابر آن را از جیب مردم برداشت می کنند و سپس ادعای خدمت به مردم دارند.از دید مسوولین خدمت دولت به مردم یعنی کار کردن مردم برای دولت واینکه مردم کار کنند و پولشان را تقدیم دولت نمایند! .برای من گاز می آمد چهل هزار تومان و حالا می آید یک میلیون تومان .گاز به کشور همسایه با مبلغی بمراتب کمتر از آنچه از جیب مردم برداشت می کنند، صادر می شود.با دیدن این شرایط نباید عصبانی شوم ؟ نباید حرص بخورم و شرایط جسمانی ام مثل امروز شود.[۱۰] |
» |
مرگ
ناصر حجازی در ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۰ در حین تماشای دیدار تیم فوتبال استقلال در لیگ برتر در مقابل پاس همدان بدلیل وخامت حالش به کما رفت[۱۱] و در تاریخ ۲ خرداد ۱۳۸۹ پس از مدتی که از بیماری سرطان ریه رنج میبرد در بیمارستان کسری در تهران درگذشت
|
من فوتبال را فقط به صورت تفریحی دنبال میکردم و رشته اصلی من بسکتبال بود و حتی برای تیم جوانان بسکتبال ایران هم انتخاب شدم و ماجرا از اینجا شروع شد که روزی با دوستان به تماشای بازی آموزشگاهی که تیم مدرسه ما هم در آن شرکت داشت رفتیم. در همان روز دروازهبان تیم مدرسه ما آسیب دید مربی تیم مرا صدا زد و گفت ناصر بیا درون دروازه بایست من هم گفتم آقا اصلا من نمیتوانم من فقط گاهی فوتبال بازی میکنم اون هم هافبک تیم نه دروازهبانی!! مربی دست بردار نبود و میگفت تو قد بلند داری و بسکتبالیست هم بودی حتما میتوانی چند توپ هوایی رو بگیری. خلاصه با اصرار مربی و با ترس و لرز و دلهره رفتم درون دروازه. آن روز برای من یک روز بیاد ماندنی و خاطرهانگیز است. خودم هم باورم نمیشد که چرا با وجود آنکه برای اولین بار درون دروازه ایستاده بودم اینقدر خوب توپ میگرفتم. بازی که تمام شد همه تماشاگرانی که برای دیدن مسابقه آماده بودن تشویقم کردند.[۴] |
» |
مرحوم منوچهر طاهرزاده در سال 1334در شهر هنرمندپرور کرمانشاه در خانواده ای هنرمند و هنردوست به دنیا آمد.
خانواده وی همگی اهل هنر موسیقی بودند، پدر ایشان استاد یدالله طاهرزاده نوازنده چیره دست تار است و همچنین عموها و پسردایی هایش همگی در راه موسیقی عرفانی قدم نهادند.
وی هنگامی که کلاس پنجم دبستان بود ویولن می نواخت، 16 ساله بود که با گروه ارکستر رادیو کرمانشاه همکاری می کرد.
نظر وی در مورد فراگیری موسیقی چنین بود: کار تئوری موسیقی لازمه کار تنظیم و تحقیق است که من در این زمینه مدیون استاد مسعود زنگنه مجد هستم که در تدریس حوصله زیادی دارند و از تعلیمات پسر دایی پدرم استاد فریدون حافظی بهره بردم و آوازخوانی را زیر نظر مستقیم عمویم استاد عنایت الله طاهرزاده که از صدای خوبی برخوردار بود فرا گرفتم و موارد زیادی هم در تنظیم و رهبری ارکستر را استاد محمود مرآتی به من آموخت که همگی درحق من نهایت لطف را داشتند.
منوچهر طاهرزاده از چهره های برجسته و باسابقه موسیقی بود، در نواختن ویولن، کمانچه، تار و تنبک مهارت داشت و ویولن رابه صورت تخصصی می نواخت. در آواز شیوه خاص خود را داشت و با ارکسترهای زیادی در کرمانشاه و تهران همکاری داشته. همکاری در ارکسترهای استاد علی ناظری در فرهنگ و هنر، همکاری با ارکستر رادیو کرمانشاه با استاد محمود مرآتی، همکاری با مرکز حفظ و اشاعه موسیقی و ارکستر این مرکز به سرپرستی استاد مسعود زنگنه مجد، همکاری با گروه ابوالقاسم پرندیان در تلویزیون نوپای آن زمان. مرحوم طاهرزاده با همکاری پرندیان و فرهاد سهرابی برنامه(نسیم آسا)را در مرکز کرمانشاه تهیه کرده، وی همکاری مداوم با صدا و سیما و اداره ارشاداسلامی مرکز کرمانشاه داشته و در تهران همکاری با ارکسترهایی با ناصر چشم آذر، داوود اردلان و… رادر کارنامه خود دارد.
وی در سال 68 دراولین و دومین جشنواره تولیدات صدا و سیما مراکز استان ها عنوان بهترین خواننده را به خود اختصاص داد.
همچنین مرحوم طاهرزاده درصدد بود که کارقدمای کرمانشاهی رازنده کند مانند مرحوم درویش حسن خان خراباتی که کاست بیدلان نمونه بارز آن است، آخرین آلبوم وی آلونک نام داشت که حدود 3 سال پیش به بازار ارزه شد.
وی در 14 آذر ماه 82 در ساعت 11 صبح در بیمارستان طالقانی کرمانشاه در اثر سرطان کبد در گذشت.
زندگــی نـامه
سال هـزار و دویست و نود و یک در تهران چشم بر جهان گشود. مادرش "عـذرا" و پدرش "موسی معـروفی" از شاگردان برگزیده درویش خان و از موسیقی دانان بزرگ دوره خود بود. پنج سال داشت که خواهـرش "نرگس" به دنیا آمد. چند سال بعـد در هـمان دوره کودکی مادرش را از دست داد و در خانواده پدری بزرگ شد. ابتدا موسیقی را از پدر می آموخت و تار می نواخت و با نواختن ویولن نیز آشنا شد .بعـد از دوره ابتدایی، در چهارده سالگی در دوره ای که وزیری مدیر هـنرستان موسیقی بود، به آنجا رفـت و به تحصیل مشغول شد. به پیانو روی آورد و نزد خانم تاتیانا خاراطیان به یادگـیری تکـنیک نوازندگی پیانوی کلاسیک مشغول شد. اتودها و پرلودهای شوپن، سوناتهای موتسارت، بتهوون، شوبرت و فـوگ های باخ را با مهارت می نواخت. در کناد موسیقی کلاسیک، موسیقی ایرانی را هـم ادامه داد و تحصیلات موسیقی را نزد عـلی نقی وزیری کامل کرد.
در هجده سالگی با "شـمس زمان" ازدواج کـرد که حاصل این ازدواج چهـار فــرزند بود. "منوچهر" ،" شکوه زمان ( گـیتی )" ، "ژیلا" و "فـرهاد".
درسال هـزار و سیصد و دوازده (در بیست و یک سالگی) به دلیل استعداد شگـرفـش در موسیقی به استخـدام وزارت فـرهـنگ وقـت در آمد و معـلم موسیقی مدارس تهران شد و به آموزش سلفـژ و دیکته موسیقی در هـنرستان پرداخت. او از سال هـزار و سیصد و نوزده هـم زمان با افـتتاح رادیو به این موسسه پیوست و سال ها تک نواز پیانو بود. از سال هـزار و سیصد و سی و دو به سرپرستی موسیقی رادیو منصوب شد و هـمزمان با آن به عـضویت شورای عـالی موسیقی نیز در آمد. معـروفی هـمچنین رهـبر ارکستر شماره یک و رهـبر ارکستر بزرگ گـلها بود. او تنظیم آهنگ های شیدا، عارف، رکن الدین خان و درویش خان و بسیاری دیگـر از آهـنگسازان معـروف ایرانی را به عـهـده داشت. خودش می گوید:
"از بدو تاسیس رادیو در سال هـزار و سیصد و نوزده در آنجا هـم مشغول شدم. در آن موقع سنی نداشتم ولی هـم نوازنده پیانو بودم و هـم رهـبر ارکستر شماره یک. سال اولی که رادیو تاسیس شد، در اولین ارکستر رادیو این نوازنده ها بودند: صبا، حبیب سماعی، حسین تهرانی، مرتضی نی داوود و خود من. بعدها که برنامه گلها تاسیس شد من رهـبر ارکستر آن شدم و نوازنده پیانو و سولیست هـم بودم. برای ارکستر گـلها هـم قطعاتی تنظیم می کردم."
او در نواختن پیانو برای موسیقی ایرانی، از روش مشیر هـمایون بیشتر از مرتضی محجوبی اقـتباس می کرد. اما شیوه ای ویژه و یکتا داشت که تکـنیک در آن آشکار بود. معـروفی بیش از چهل سال سابقـه فعالیت در زمینه آهـنگسازی دارد. معـروفی و پدرش نخستین کسانی محسوب می شوند که قـطعاتی در دامنه موسیقی ایرانی برای پیانو ساخته و تنظیم کرده اند. اولین قـطعه ای که مـعروفی ساخت "ترانه های خیام" بر اساس رباعـیات خیام بود که در سال هـزار و سیصد و پانزده اجرا شد.
از جمله خدمات فـرهـنگی و آموزشی استاد می توان به سال های تدریسش در دانشگاه تهران اشاره کرد. در آن زمان روش ساخت آهـنگ و فرم های اصیل موسیقی را تدریس می کرد. استاد در سال های عـمرش در دانشگاه تهران و هـنرستان موسیقی شاگـردان بسیاری تربیت کرد که خودشان از هـنرمندان به نام کشور هستند. اردشیر روحانی، افـلیا پرتو، انوشیروان روحانی، پرویز اتابیگی (اتابـکی)، مهین زرین پنجه و ساسان محبی. خودش می گوید:
"سبک من را انوشیروان روحانی، اردشیر روحانی، افـلیا پرتو، مهین زرین پنجه و ساسان محبی خوب می نوازند. آنها شاگردان خوبـم بوده اند. آنها هم موسیقی ایرانی را می دانند و هـم موسیقی غـربی را. موسیقی ایرانی را وقتی به شاگرد درس می دهـیـم که دست روان داشته باشد و موسیقی کلاسیک را زده باشد. چون موسیقی کلاسیک دست را روان و نت خوانی را قوی می کند. بعدا موسیقی ایرانی به او درس می دهـیـم، چون موسیقی ایرانی تکنیک مفصلی دارد. "
جواد معروفی فردی فروتن، خوش مشرب و صمیمی بود. شاید بتوان گفت از جمله کسانی بود که درطول عمرهنری خود سعی وافری درآشتی موسیقی سنتی و غربی داشت.
جواد معـروفی در بامداد روز سه شنبه شانزدهـم آذر ماه هـزار و سیصد و هـفـتاد و دو در تهران در گـذشت.
منبع:http://www.javad-maroufi.com/pageid=1.htm
استاد علینقی وزیری موسیقیدان و پایهگذار موسیقی جدید ایران در سال
126۶ به دنیا آمد و از 14سالگی با موسیقی آشنا شد.
وی در 31 سالگی به مدت 5 سال در پاریس و برلین، به تحصیل و تجربه در
علوم متعارف موسیقی غرب پرداخت.
وزیری در 1302 که به ایران بازگشت مدرسه عالی موسیقی را تأسیس کرد
و به چاپ کتابهای متعدد و کنسرتها و ضبط صفحات گرامافون اقدام کرد.
در این فرصت به تحقیق در زمینه موسیقی پرداخت و هیئت علمی دانشگاه
تهران پس از مدتی وی را به عنوان استاد کرسی هنر و زیباشناسی به
تدریس در دانشگاه مأمور کرد.
وزیری پس از شهریور 1320 به ریاست اداره موسیقی کشور و مجله
موسیقی و اداره رادیو مشغول شد اما چون با کارشکنیها مواجه شد به
دانشگاه برگشت و تا پایان زندگی به تدریس پرداخت.
وزیری اولین پایهگذار و پدر موسیقی جدید ایران پس از انقلاب مشروطه
است و باید او را پایهگذار موسیقی جدید ایران دانست.
وزیری در ساختن و پرداختن نخستین سرود ملی جمهوری اسلامی ایران
نیز فعالیت کرد و قطعاتی مانند ای وطن خاک ایران و نیز مارش ظفر را
ساخت.
استاد وزیری همچنین نخستین کتاب در رشته موسیقی ایرانی به شیوه
علمی را با نام شیوهنامه تار نوشته است.
استاد علینقی وزیری سرانجام در 18 شهریور سال 1358، در 92 سالگی
درگذشت.
روحش شاد و یادش گرامی باد . . .
![[تصویر: 08.jpg]](http://chizomiz.biz/jpg/rhino/08.jpg)
![[تصویر: 01.jpg]](http://chizomiz.biz/jpg/rhino/01.jpg)
![[تصویر: 02.jpg]](http://chizomiz.biz/jpg/rhino/02.jpg)
![[تصویر: 03.jpg]](http://chizomiz.biz/jpg/rhino/03.jpg)
![[تصویر: 04.jpg]](http://chizomiz.biz/jpg/rhino/04.jpg)
![[تصویر: 05.jpg]](http://chizomiz.biz/jpg/rhino/05.jpg)
![[تصویر: 07.jpg]](http://chizomiz.biz/jpg/rhino/07.jpg)






